وبلاگ انجمن اسلامی آموزشگاه دارالزهرا
مولای من این جمعه هم امد وتو نیامدی ودلهای مشتاق ما در انتظار قدوم مبارکت لحظه ها و ثانیه ها رادر فراق تو شمارش کرد. مولا جان کی میشود تو بیایی وعقده های ماسر باز کند وباتو از غم ها ورنجها وشادی ها وخوبیها بگوید مولای من کاش می شد تو بیایی و دست ظالمان و ستمگران را کو تاه کنی مولای من زندان های ابو غریب و گوانتاناما سرشار از ازاد گانی است که ندای مظلومیت انها گوش ابر قدرت ها را خراش می دهد. اقا جان غیر از ما مرد م فلسطین هم در انتظار تو هستند وبرای ظهور تو لحظه شماری می کنند تا تو بیایی وانها را یاری کنی تا دست دشمنان را از سرزمینشان کوتاه کنی ر مولا جان این جمعه هم با ندای اللهم عجل لولیک الفرج ودعای ندبه سپری شد وباز هم تو نیامدی مولا جان اگر چه تو در پس پرده ی غیبتی اما من می دانم که تو خواهی امد و اراده و فرمان تو در میان همه ی خلایق جاری و نافذ خواهد گت . وقتی تو بیایی جهان خالی از ظلم و ستم می شود و مردم ستم دیده ی فلسطین و لبنان بار دیگر طعم خوش زندگی را خواهند چشید . و کودکان بار دیگر با خنده های شیرین خود طراوتی دوباره به کو چه های بیت المقدس می دهند مولا جان این را بدان این رژیم ها ی طاغوتی هر قدر هم به انسانها ظلم کنند ذره ای از عشق و محبت ما به تو کم نخواهد شد وما نو جوانان هم چنان در انتظار تو و روز با شکوه ظهورت خواهیم نشست. تا با مشت های گره خورده ی خود مشتی کوبنده بر دهان دشمنان تو بزنیم و ندای صلح و دوستی سر دهیم. مهدی جان قلب من و همه ی منتظران ظهورت با عشق تو می تپد . اقا جان وقتی تو بیبا یی در دل ما جشن و سروری برپا می شود . به امید ظهورت اللهم عجل لولیک الفرج » « بانو دخیل مهربانی هایتان،بانو ممنون همراهی هایتان، بانو سپاس گزار رنج و ملال کشیدنتان، آن زمان که زنهای همیشه حسود مدینه حتی برای وضع حمل هم رهایتان کرذند و تورا به خاطر ذل بستن به زیبای بی نظیر عالم ،زخم زبان زدند ، بزرگیت را فدای نبی کردی و هر آن چه داشتی به پای مرامش تقذیم نمودی ،و اینک که فاطمه کوچکت را ذر آغوش گرفته ای،ۀ گرمای شعب ابی طالب و تشنگی و گرسنگی آن چه بر دلت آورد ، که اینگونه بی تاب در بستر افتاده ای، ای مادر بزرگ مهتاب ها ! جذبه محمد «ص» بود و ذل بی قرار تو که آمده بودی تا ماذر عالم باشی .هر چند شانه هایت مجال غم پروری دختر کوچکت را نداشت ، ولی هرر چه بود برای رفتن خیلی زود بود . حال محمد «ص» مانده است و اینهمه راه مانده و حسرت یار با وفایی چون تو ای ام المومنین ، ای حضرت خدیجه < علیها سلام >
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر "خانه دوست کجاست؟ " هوالشاهد و الحاکم مرامنامه اخلاقی اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان با استعانت از خداوند علیم و خبیر و استمداد از توجهات حجت خدا حضرت ولی عصر (عج) با خدای بزرگ و مولایم حجت بن الحسن مهدی موعود عهد می بندم: ◊ در همه احوال خداوند سمیع و بصیر را حاضر و ناظر بدانم و تفکر در نشانه های عظمت حق را سرلوحه همه کارهایم قرار دهم. ◊ مراقبت از اعمال و رفتار ، انجام واجبات و ترک گناه را با محاسبه دائمی ، همراه سازم و با احساس خوف از کوتاهی در بندگی خدا و امید به توفیق در خدمت به خلق خدا، تهذیب نفس را تداوم بخشم. ◊ اقامه نماز اول وقت ، قرائت قرآن کریم و تلاش برای فهم عمیق آن را با توسل عارفانه به معصومین (علیهم السلام) پیوند بزنم و انس با شهیدان عزیز را جزو برنامه های روزانه محسوب نمایم. ◊ تلاش علمی در عرصه تحصیل را با تقویت روحیه پژوهش و انس با مطالعه ارتقاء بخشیده و تغذیه فکری را برای تعمیق معرفت دینی و بصیرت سیاسی مد نظر قرار دهم. ◊ برای بهره مندی بهتر از نشاط علمی و معنوی و خدمت بیشتر به مردم ، به تقویت توان جسمی ام از راه ورزش اقدام کنم. ◊ خودباوری مبتنی بر عزت نفس را با حق پذیری ، همراه کرده و روحیه خدمتگزاری بی منت و مهرورزی و ایثار توأم با حفظ کرامت انسانی را برنامه دائمی زندگی ام سازم. ◊ مسئولیت را آگاهانه و فی سبیل الله و بر اساس توانایی هایم بپذیرم و در راه انجام تعهداتم از هرگونه تلاش برای آگاهی بیشتر و انجام بهتر دریغ نورزم. ◊ کار تشکیلاتی را عبادت بدانم و برای ترویج فرهنگ گذشت ، چشم پوشی و حفظ حرمت افراد و تقویت ارزش های اخلاقی تلاش نمایم. ◊ با پرهیز از فعالیت های سلیقه ای و شخصی ، نظر جمع را برای رأی خود مقدم شمارم و برای ترویج روحیه تعهد تشکیلاتی و انضباط جمعی کوشا باشم. ◊ سرعت و سبقت در راه خدمت به دین خدا ، انقلاب و میهن اسلامی را با تلاش و هوالشاهد و الحاکم مرامنامه اخلاقی اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان با استعانت از خداوند علیم و خبیر و استمداد از توجهات حجت خدا حضرت ولی عصر (عج) با خدای بزرگ و مولایم حجت بن الحسن مهدی موعود عهد می بندم: ◊ در همه احوال خداوند سمیع و بصیر را حاضر و ناظر بدانم و تفکر در نشانه های عظمت حق را سرلوحه همه کارهایم قرار دهم. ◊ مراقبت از اعمال و رفتار ، انجام واجبات و ترک گناه را با محاسبه دائمی ، همراه سازم و با احساس خوف از کوتاهی در بندگی خدا و امید به توفیق در خدمت به خلق خدا، تهذیب نفس را تداوم بخشم. ◊ اقامه نماز اول وقت ، قرائت قرآن کریم و تلاش برای فهم عمیق آن را با توسل عارفانه به معصومین (علیهم السلام) پیوند بزنم و انس با شهیدان عزیز را جزو برنامه های روزانه محسوب نمایم. ◊ تلاش علمی در عرصه تحصیل را با تقویت روحیه پژوهش و انس با مطالعه ارتقاء بخشیده و تغذیه فکری را برای تعمیق معرفت دینی و بصیرت سیاسی مد نظر قرار دهم. ◊ برای بهره مندی بهتر از نشاط علمی و معنوی و خدمت بیشتر به مردم ، به تقویت توان جسمی ام از راه ورزش اقدام کنم. ◊ خودباوری مبتنی بر عزت نفس را با حق پذیری ، همراه کرده و روحیه خدمتگزاری بی منت و مهرورزی و ایثار توأم با حفظ کرامت انسانی را برنامه دائمی زندگی ام سازم. ◊ مسئولیت را آگاهانه و فی سبیل الله و بر اساس توانایی هایم بپذیرم و در راه انجام تعهداتم از هرگونه تلاش برای آگاهی بیشتر و انجام بهتر دریغ نورزم. ◊ کار تشکیلاتی را عبادت بدانم و برای ترویج فرهنگ گذشت ، چشم پوشی و حفظ حرمت افراد و تقویت ارزش های اخلاقی تلاش نمایم. ◊ با پرهیز از فعالیت های سلیقه ای و شخصی ، نظر جمع را برای رأی خود مقدم شمارم و برای ترویج روحیه تعهد تشکیلاتی و انضباط جمعی کوشا باشم. ◊ سرعت و سبقت در راه خدمت به دین خدا ، انقلاب و میهن اسلامی را با تلاش و جدیت برای گسترش رقابت مثبت (در عین میدان گشایی برای تلاش دیگران) در نظر بگیرم و در پی کشف راهکارهای نو در تحقق آرمان های امام شهیدان و رهبر عزیز خود باشم. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار جدیت برای گسترش رقابت مثبت (در عین میدان گشایی برای تلاش دیگران) در نظر بگیرم و در پی کشف راهکارهای نو در تحقق آرمان های امام شهیدان و رهبر عزیز خود باشم. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار بسم الله الرحمن الرحیم انجمنهاى اسلامى، یک امانت بزرگى است به عهده همه شماها و همه ما که ما این امانت را به آنجایى که باید برسد برسانیم. کوشش کنید اسلام را بشناسانید به مردم این متاعى که ما داریم و هیچ کس ندارد، و این قرآنى که داریم، این سنتى که ما داریم و هیچ کس ندارد در دنیا این را معرفى کنید. آن چیزى که دنیا را تهدید مىکند سلاحها و سرنیزهها و موشکها و امثال این نیست آن چیزى که ما را در سراشیبى ، قرار مىدهد، انحراف اخلاقى است. انجمنها هر جا که باشد. اول وظیفه این است که خودشان راهشان همان راه اسلام باشد، عملشان عمل اسلامى باشد اخلاقشان اخلاق اسلامى باشد خودشان را ساخته باشند و بسازند. امام خمینی(ره) من شک ندارم که بسیارى از شما جوانها، مورد نظر و منظور دید مقدس ولى عصر (عج)... هستید. مىدانم که دلهاى پاک شما مورد توجه آن بزرگوار است. خودتان را محکم کنید. استحکام شما هم با مغز است، هم با دل، هم با اندیشیدن و فکر کردن و مطالعه کردن و یاد گرفتن هم با ارتباط قلبى با خدا. براى اعضابحثى باز کنید، تا او تشویق شود و در محیط خانه اثر بگذارد. اثر گذارى جوان در محیط خانه هم به نفع اوست، هم به نفع خانه است و هم به نفع انجمن شما. شما با پرچمى که بلند مىکنید باید به دلهاى مردد، ضعیف و روحهاى بىشهامت و بىشجاعت و جرأت بدهید و به سمت خودتان دعوت کنید. مقام معظم رهبری ولایت؛ نقطهى کانونى انقلاب اسلامى و منشأ نعمتها نقطهاى که ما را به خداوند و به اسلام پیوند مىزند، این انقلاب را آسمانى و الهى مىکند؛ آن نقطه چیزى نیست جز مسأله ولایت و امامت. حجه الاسلام حاج على اکبرى پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند. چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند. آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت: « در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق ، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید و بیرون بیایید.» پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد ، شروع به کار کردند. نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود. آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمانی بسته در گوشه ای نشسته بود و کاری نمی کرد. پس از مدتی او برخاست و به طرف در رفت، در را هل داد. باز شد و بیرون رفت! و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد! که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته. وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: « کار را بس کنید. آزمون پایان یافته . من نخست وزیرم را انتخاب کردم». آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند :«چه اتفاقی افتاد؟» او کاری نمی کرد ، او فقط در گوشه ای نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل کند؟» مرد گفت:« مسئله ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین سوال و نکته اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه ؟ لحظه ای که این احساس را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملاً ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟ نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعاً مسئله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل کرد؟ پس من فقط رفتم که ببینم آیا در ، واقعاً قفل است یا نه و دیدم قفل باز است». پادشاه گفت:« آری کلک در همین بود ، در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید. این مرد می داند که چگونه در یک موقعیت هوشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد.»


| Design By : Pichak |

